تبليغاتX
دانشجویـان قـشــــــــقــــایــی تهران
دانشجویـان قـشــــــــقــــایــی تهران

                                                  
هاچان اولار بو  یارامیز ساغ اولا

نِفاق ایتَه تَفْرَقه میز داغولا

هاچان اُلور آغور ائللَر ییغیله ،بیر اُلا

                                                             که دوست آلـْـلوندان ایپَگ ؛ بیز

                                                             دوشمن لَری حق ساجینان یاپاگ بیز//

سود ائیله مَنْگ غَمْدَن سَن آز حَسْرَت چَک

گَل هِمَّت ائد ائزینْگ بیر دَم غیرت چَک

موندان سورا بیزه یاغچی قیسمت چَک

                                                    اوزاق یولوم؛گؤی چینارومی ییخدی لَر

                                                     ائللَر توروب مات و حیران باخدو لَر!

 اوزاق یولوم! گَل چیخَگ ائل داغونا

باش قویاگ چؤل لَرینـْـگ تَر قوجاغینا

دوداغ  قویاگ چشمه لَر دوداغینا؛

                                                یئنگی باشدان – بو دونیایا گَلَگ بیز

                                               بیر خوش گِئرَگ، اوندان سورا ائلَگ بیز!

اوزاق یولوم؛یَتیم یالا سَلام وئر

منصور دِنا سینان دیللَش ؛کلام وئر

حیدر بابا اؤلکه سینه پیغام وئر

                                                  دِه ارسلان اوزاق یولونگ اوغلودور

                                                 سینمیش قؤلو ؛زَنجیرینَن باغلودور

<<آلبوم اوزاق یول-ارسلان میرزایی>>


برچسب‌ها: ارسلان میرزایی, قشقایی, قشقایی شعری, شعر ترکی قشقایی

ارسال توسط قشــــقایی

                                                    تاری آدینان

    

                                               بازدید برای عموم آزاد است

به اطلاع تمامی دانشجویان قشقایی تهران و سایر علاقمندان به آداب و رسوم و فرهنگ ایل قشقایی می رساند جشنواره و نمایشگاه ایلات و عشایر و روستایی به مدت 5 روز از تاریخ شنبه، 23 اردیبهشت ماه لغایت چهارشنبه،27 اردیبهشت ماه برگزار می گردد.در ضمن به افتخار پدر آموزش و پرورش عشایر ایران این جشنواره تحت یادواره استاد محمد بهمن بیگی خواهد بود.از تمامی علاقمندان جهت بازدید از چادر های سایر ایلات!!! حاضر دعوت به عمل می آید.

دانشجویان قشقایی تهران ضمن با ارزش شمردن این جشنواره در غرفه مربوطه مجموعه ای از محصولات فرهنگی ،صنایع دستی و کتب مربوط به تاریخ،فرهنگ و زبان ایل قشقایی را در معرض دید عموم به نمایش می گذارد (تمامی کتابها را با 10% تخفیف ارائه خواهیم داد).

در غرفه مربوط به استاد محمد بهمن بیگی نیز مجموعه کتب تالیفی خود ایششان به علاوه سایر کتب و مستندات و فیلم های در رابطه با کارها و زندگی استاد موجود خواهد بود.

جهت نمایش لیست کتب موجود در غرفه دانشجویان قشقایی تهران به ادامه مطلب سر بزنید...

از کلیه دوستان عزیز گروه که توانایی همکاری در اداره غرفه ها را دارند خواهشمند است از طریق ایمیل و یا در بخش نظرات(خصوصی) اعلام نمایند.



ادامه مطلب...
ارسال توسط قشــــقایی
 
تاريخ : سه شنبه 5 اردیبهشت1391
        

از زندگی استاد بزرگ و اسطوره ی ایلمان که چوبدستی ها را گرفت و قلم دستمان داد بسیاری گفته اند.از اینکه چگونه این کارها را انجام داده هم خودشان بسیار توضیح داده اند.از اینکه چرا انجام داده اند هم بسیار می دانیم که او عاشق بوده است؛یک عاشق واقعی.براستی که راز عاشق در عمل نمایان می شود.اقدامات ایشان از هر جانبی قابل ستایش است.از مظهر هر دینی و سلوکی...از منظر دید هر فردی که بویی از جوهر انسانیت دارد...از دریچه نگاه هر جنبنده ای  که اعتقادی به واژه ی مقدسی به نام خدمت دارد.....اما افسوس که تاکنون و دو سال پس از فوت وی این دِین در حق ایشان ادا نگردیده است...

ما فرزندان ایل قشقایی و به عنوان نسلی که شاید بطور مستقیم از اقدامات استاد استفاده نکرده ایم اما بدون شک هر باسواد ایلی می داند که کار بهمن بیگی یک فرهنگ سازی علمی بود.چرا که اقدامات وی بسیار گسترده بود:بنیانگذاری آموزش سیار ایل قشقایی و کل عشایر کشور،تاسیس مراکز آموزش فنی و حرفه ای پسران،تاسیس مراکز آموزش فنی و حرفه ای دختران با هدف بافت صنایع دستی که در حال فراموشی بود،تربیت پزشک و دامپزشک،تربیت ماما برای ایل،راه اندازی کتابخانه های سیار،راه اندازی فروشگاه های مایحتاج سیار(جهت بی نیازی مردم ایل به شهرنشینان)،تاسیس مراکز آموزش شبانه روزی،برگزاری اردوهای محلی برای دانش آموزان و اجرای هنرها و آداب و رسوم ایلی در اردوها جهت جلوگیری از فراموشی آداب و رسوم محلی در قشر تحصیل کرده و ....  پس اگر این فرهنگ سازی نمی بود معلوم نبود که تا چند نسل همان سرنوشت پدران ما بایستی تکرار می شد.آری پدران ما انسانهایی بزرگ بودند و به نوبه ی خود با کارهای بزرگشان باعث شده اند که ما بتوانیم امروز سرمان را بالا یگیریم.اما این بزرگی در هر دوره ای و با تغییر ملاک ها تفاوت می کند.زمانه ای با سرپیچی از حکومت؛زمانه ای با جنگجویی؛زمانی با جنگاوری و دلیری،،زمانی با خدمت و عدم خیانت و زمانی هم با عِلم و دانش و اخلاق...

اکنون و پس از گذشت 50-40 سال پس از کارهای ارزنده اش به جرأت می توانیم محمد بهمن بیگی را یکی از تأثیرگذارترین شخصیت های 100 سال اخیر ایران بدانیم.اقدامات ایشان دل هر بیننده ی منصفی را تصرف می نموده؛در آن نفوذ کرده و اشکش را سرازیر می کرده است...

 به نظر همه ما به طور غیر مستقیم افتخار شاگردی این استاد بزرگوار را داریم!چرا که اگر هم زیر آن چادرهای عشایری درس نخوانده باشیم از همان فرهنگ سازی علمی که ذکر گردید و به یمن وجود ایشان جامه ی عمل پوشیده شد استفاده نموده ایم.

و اما ای شاگردان بهمن بیگی کجایید؟آیا شاگردان بهمن بیگی جز من و شما و امثال ما هستند؟خطاب به آندسته از این شاگردان که به طور مستقیم و به واسطه آموزش عشایری سمت و یا قدرتی کسب کرده اند و دسته ی دیگر شاگردان که خودم و امثال خودم هستیم می گویم که کجایید که پدران  و مادران ما و امثالشان هنوز در کوه و بیابان ها مذلت و زلالت می کشند و ما دست روی دست نگاهشان می کنیم؟کجایید که یک هزارم بودجه های کلان کشوری هم به این طیف نمی رسد؟کجایید که ....بارها شنیده ایم که بسیاری از شاگردان بهمن بیگی در ادارات مهم مختلف رئیس و معاونند و یا دکتر و استادند.پس کجایید ای شاگردان معلم بزرگ؟آیا فلاکت ها را نمی بینید و یا ریز و درشت مشکلات آنچنان سرتان آورده که اصل خود را فراموش کرده اید؟

آیا می توانم تصمیم بگیرم که یا از این همه خصلت نیک معلمتان یاد نگرفته اید و یا اینکه شاگردان خوبی نبوده اید؟

برای آندسته از شاگردان مثل خودم که در لابلای همین تفکرات پر می زنیم هم فقط می توانم همگی و از جمله خودم را دعوت کنم به آموزش اندیشه های معلم و اسوه بر حقمان.تا که اگر فردای روزگار دستمان به جایی رسید از هیچ کار نیکی در جهت خدمت به هم نوع خود کوتاهی نکنیم و به محضِ یافتنِ فرصت، اندیشه های استاد بزرگمان را که چیزی جز خدمت صحیح به همنوعان نیست را پیاده کنیم... .

امروز اگر بتوانیم آن اندیشه های ظریف که استاد بهمن بیگی در نیم قرن پیش و در بحبوحه شرایط جویباری از خدمات کشور را به سمت ایل کشاند،را به درستی بیاموزیم مطمئنا فردای روزگار در هر سمتی که باشیم ما را در جهت خدمت به خود و مردم خود هدایت خواهد نمود...

از استادمان چیزهای زیادی می توانیم یاد بگیریم.در اینجا و به مناسبت دومین سالروز وفات معلم بزرگ ایل سعی شد که چند کلام از سخنان فصیح استاد گرامی را به صورت مسقیم درج نماییم تا ضمن یادگیری و آشنایی با تفکرات و شخصیت ایشان یادی هم از وی کرده و به وظیفه خویش عمل کرده باشیم.

مصاحبه با روزنامه آفتاب:

..."او در رابطه با کتاب اول نوشته خویش گفته بود: وقتی "عرف و عادت در عشایر فارس" را نوشتم، کتاب بسیار مورد تشویق مجله "سخن" در آن روزها قرار گرفت و مطالب بسیاری درباره‌اش نوشتند که اگر حافظه‌ام یاری کند، گمانم صادق هدایت و پرویز ناتل خانلری هم از این گروه بودند. حالا این کتاب به‌تازگی از سوی انتشارات نوید شیراز به چاپ دوم رسیده است و من عین آن نوشته‌ها را که درباره کتاب نوشتند، در چاپ دوم آورده‌ام. 

بهمن‌بیگی درباره دلیل این تأخیر چندین‌ساله در رسیدن کتاب به چاپ دوم توضیح داده بود: آن زمانی که کتاب را نوشتم، به‌نوعی، آزادی قلم بود؛ یعنی همان سال‌های 22 و 23 که تازه رضاشاه رفته بود و در همه جا آدم اهل قلم می‌توانست به او حمله کند.

من هم چون خودم زاده‌ی عشایرم و به مشکلات و مصائبی که به‌واسطه‌ی طرح‌های رضاخان بر آن‌ها رفت، واقف بودم، درباره کارهایی که او علیه عشایر انجام داد، مطلب و کتاب نوشتم. از همین جا بود که به ایجاد مدرسه عشایری متمایل شدم و افتخارم اگر باشد، این است که بنیاد دبستان‌های سیار عشایر را گذاشتم. اگر آن کتاب را می‌خواستم در همان روزها چاپ کنم، اجازه نمی‌دادند و چون به پول و قدرت احتیاج داشتم؛ به همین دلیل سکوت کردم و مجدداً چاپ نکردم تا بعد از انقلاب و حالا همه‌ی مسائل را در مقدمه توضیح ‌داده‌ام. به هر حال در تمام آن سال‌ها قلمم به سکوت گذشت و بعد از رفتن به دانشکده‌ی حقوق هم سرم به درس مشغول شد....".

جملات زیر نیز مربوط به بخشی از سخنان استاد است که در کتاب طلای شهامت آورده اند.که در دوره ی آموزش معلمان در دانشسرای عشایری شیراز و در یکی از جلسات با آموزگاران و شاگردان دانشسرای عشایری که به گفته خویش از غضایب موجود بر علیه ایل نتوانسته اند خاموش بمانند و اندکی از رازهای دل خویش را گشوده اند که مربوط است به رفتار حکومت وقت با ایل قشقایی(دهه 1340)."درها بسته است....از فریادهایم سودی نمی برم ....ما با پاهای برهنه بر خار و خارا قدم می نهیم و اینها به سم ستوران خود نعل طلا می کوبند....کلاهمان را می درند که چرا نمدی است،قبایمان را می بُرند که چرا بلند است،چادرمان را آتش می زنند که چرا سیاه است.

رفتارشان با ما از رفتار هرسفیدی با سیاه بی رحمانه تر است.....

..ادامه مطلب...


برچسب‌ها: محمد بهمن بیگی, ایل قشقایی, معلم بزرگ ایل قشقایی, بنیان گذار آموزش عشایری

ادامه مطلب...
ارسال توسط قشــــقایی
 
تاريخ : جمعه 1 اردیبهشت1391

 یک مستند زيبا از مراحل تولید گبه قشقایی :

                 

استان فارس از گذشته بسیار دور یكی از مهم ترین و بزرگ ترین مراكز ایل نشینی به شمار می رفت. ایلات قشقایی، خمسه، ممسنی و بختیاری به بافت گبه اشتغال داشتند و بهترین گبه ها كار تركان قشقایی فارس می باشد كه در خارج از كشور از اعتبار خاصی برخوردار است.

ایل قشقایی از دست بافته های بسیار مشهوری برخوردار می باشد كه مورد تحسین جهانی واقع شده است، قالیچه های ایل قشقایی تركی بافت می باشند، نقش آنها تكرار اشكال شكسته و ساده هندسی می باشد. اكثر قالیچه های ایلات فارس از شفافیت رنگی خاصی برخوردار است، تار و پودهای گبه های قشقایی تماما از پشم می باشد و پشم های مورد استفاده گبه ها در استان فارس تهیه می شوند. پشم استان فارس که تولید ایل قشقایی (گوسفند نژاد ترکی قشقایی)است یكی از مرغوب ترین پشم ها جهت بافت قالی و گبه می باشد.

گبه قشقایی

دست بافته های كوچ نشینان قشقایی باغ های بافته ای را می ماند كه در نهایت ظرافت و دقت زبان باز می كنند و از طریق نمایش نقش ها تاریخ قومی و قدمت فرهنگی و قلمرو ذوق این كوچندگان را بازگو می نمایند.

گبه قشقایی سه ویژگی بارز دارد، شیر رام شده (دست آموز) و قلاده بر گردن كه اغلب به سگ شباهت دارد. ستاره هشت پر كه نشانه و جانشین خورشید است، نقش مایه باستانی مرغ و درخت كه به شیوه ای دلپذیر بافته شده است.از نقش های مورد علاقه گبه بافان ایل قشقایی نقش شیر است که علاوه بر اهمیت باستانی این نقش مظهر جوانمردی است و بی ارتباط با وجود شیر در منطقه کامفیروز و دشت ارژن فارس نیست. نقش های لچک ترنج, ستاره, نقش خشتی, نقش حیوانات مختلف و ... نیز در گبه بافی کاربرد دارد. گبه های قشقایی تمام پشم هستند و تار آنها نیز پشمی است.

در گذشته گبه، عمدتاً به قصد مصرف خانواده و فرش كردن خيمه و خانه استفاده مي‌شد، و به هيچ وجه جنبه تجاري نداشت، به همين سبب خيلي كم بافته مي‌شد. چون بافت آن به منظور استفاده شخصي بود. گبه‌هاي درشت بافت بر روي قاليچه در وسط چادر براي زير پا انداختن استفاده مي‌شود. گاهي به دليل پود فراوان و در نتيجه نرمي گبه، از آن به عنوان پتو و روانداز نيز استفاده مي‌شود، البته اين كار در خارج از چادر و در مواقع خاصي نظير سفر انجام مي‌گيرد. هرچند گبه در روزگار قديم موارد استفاده فراواني داشته، اما چند سالي است كه استفاده از آن در جامعه ايراني رواج بيشتري پيدا كرده است.

منابع:1-(پژوهشنامه ایل قشقایی)-ghashghayi.mihanblog.com

      2-(سازمان تبلیغات اسلامی)www.ido.ir

لینک های دانلود(مدیا فایر):

دانلود قسمت اول (21MB)       دانلود قسمت دوم   (45MB)        دانلود قسمت سوم (46MB)


قسمت اول(کیفیت متوسط 10MB)  قسمت دوم(کیفیت متوسط 15MB)   قسمت سوم (کیفیت متوسط 16MB)


لینک نمایش در آپارات:

قسمت های 1-2-3


برچسب‌ها: قشقایی, ایل قشقایی, گبه قشقایی

ارسال توسط قشــــقایی
 
تاريخ : شنبه 26 فروردین1391
   ""اگر هر قشقایی فقط هزارتومان کمک کند آرامگاه مأذون و مجموعه فرهنگی آن ساخته میشود""

 "مدت دیر اولموشام مست هوی عشق

 دیوانه یــــــه همخوی اولور خوی عشق

یوز ایـل اؤلموش اولسام گلر بوی عشق

مأذون دئر ایــــــــله سنگ قبرستانیمی"   (مأذون قشقایی)

   در دیماه ۱۳۷۲ هجری شمسی به بهانه یکــصدمین سال در گذشت میرزا مأذون، شاعر و عارف سترگ ایل قشقایی و عشایر جنوب، یادمانی در سالن اجتماعات آموزش و پرورش عشایری در خیابان باغ ارم شیراز برگزار گردید در حالی که کسی نمیدانست آرامگاهش کجاست چه گونه مرده و چه کسی درکجا به خاکش سپرده...

   مرحوم شهبازی از قول شیرزاد بیگ دزکردی نوشته بودکه مدفنش در بقعه شازده منصور شیراز است و من از شخص دیگری شنیده بودم در قبرستان شادایی الله شیراز است حتی شنیده بودم که بقعه شاهزاده منصور هم در همانجاست و در سال ۱۳۶۴ که دانشجوی دانشـــــــــگاه شیراز بودم مدتها وقت صرف کرده آن قبرستان وسیع را سنگ به سنگ جستجو کرده بودم اما...

در گیر و دار بزرگداشت، برخی از سخنوران از نامعلوم بودن مکان دفنش می گفتند و... تا این که نو جوانی در پشت سن پیشم آمد و گفت پیر مردی در وسط سالن اظهار میدارد که جای قبر ماذون را میداند یه سرعت کارگردانی را رها کرده به سراغش رفتم شماره تلفنش را گرفته برگشتم.

دو روز بعد از بزرگداشت با بی صبری تمام همراه دوست جدیدم مهندس حسین حیدری، که در همین برنامه باهم آشنا شده بودیم و بعدها  بر اساس تلاشهایش به حیدری مأذون معروف شد با جعبه ای شیرینی به دیدارش رفتیم.

خانه زنده یاد عزیزخان فیلی قشقایی (متخلص به خسته) در خیابان فضل آباد شیراز بود. پس از معارفه و چای و شیرینی پای صحبت های شیرینش نشستیم که: مأذون اواخر عمرش را در شیراز در یکی از اتاقهای خانه مشیر دفتر که از بستگانش بوده در همسایگی خداکرم خان فیلی، پدر عزیز خان، ساکن بوده و در همانجا با کمک مرحوم نجفقلی خان اشعارش را جمع آوری ومرتب میکند (اهتمام ائیله دی ییغدی کتابیم...)  هنگامی که به دعوت کلانتر طایفه بهارلو به داراب میرود( داراب دا ائیله نن خان نو جوان...) کتابش را به خداکرم خان میسپارد که در یخدانی چوبی قرارش میدهد دو ماه بعد که از داراب بر میگردد و برای گرفتن کتاب میرود با تأسف میبینند که موشها دمارش را در آورده اند.(داغیلار تفرقه اولار دفتریم...)  از نو شروع به نوشتن  میکند اما اجل از راه میرسد و کارش ناتمام میماند...

 عزیزخان از بقعه میگفت از قبر دو برادرش که در نو جوانی به مرض حصبه از دنیا رفته اند و قبرشان با مأذون ۲ متر فاصله دارد از پدرش که هرشب جمعه دستش را میگرفته بر سر خاک برادرانش میبرده و قبری که در کنارآنها بوده. یک روز از پدرش می پرسد که آیا این هم برادرم بوده؟ جواب میدهد نه این دوست و همسایه ام بود و بعد ها که بزرگتر میشود از مأذون برایش میگوید و می سپارد که روزی قشقایی ها به سراغ این قبر خواهند آمد. روزی که احتمالا من نیستم مکان آن را به خاطر بسپار مطالبی را که گفتم فراموش مکن تا روزی که جویندگانش را بیابی و این امانت را تحویلشان دهی...

مارا بر بقعه برد جایی که بیش از ۲۵ سال بود نرفته بود اما جالب بود خیلی ها میشناختنش محوطه بقعه و روی قبر ها با خاک مسطح و موزائیک شده بود اما بازهم توانست محل قبر را مشخص کند حاج عباس شمیرانی، رئیس هیأت امناء شاهزاده منصور و سایر اعضا وحتی خانم بسیار مسنی را به بقعه آوردند، محل قبر را تأیید کردند. سپس مارا به خانه ای برد و اتاقی را که مأذون آخرین روزهای حیاتش را در آن گذرانده بود نشانمان داد وبعد گفت خدا از شما راضی باشد! سالها بود دین سنگینی بردوشم بود الان احساس راحتی میکنم... ـ خدایش رحمت کناد ـ

 چند روز بعد به اوقاف شیراز رفتم آقای مددی، رئیس ناحیه۳، و آقای نادر ریاحی، مدیر کل اوقاف، به خوبی تحویل گرفتند و از هر نوع مساعدت دریغ نکردند هیأت امناء آرامگاه مأذون تأسیس شد و چون در آخرین تحقیقات ثابت شده بود که شازده منصور امامزاده نیست این بود که کلیه محوطه بقعه کتبا به این هیأت امنا واگذار گردید تا قبر مأذون باز سازی شود...

 آرامگاه میرزا ماذون قشقایی

  با معرفی اوقاف در بانک ملی مرکزی شیراز حسابی با سه امضا،  (حسین حیدری آغاجاری، من و آقای صفری از اداره کل اوقاف)، به نام آرامگاه مأذون افتتاح گردید. با اولین کمک نقدی که دریافت شد تعدادی قبض جمع آوری اعانه چاپ شد. جلسات بزرگ و کوچک گرفته شد اعلامیه ها پخش شد. علاوه بر اعضای اصلی حدود ۱۸۰ نفر اعضای افتخاری به جمع پیوستند  و قبوض در اختیار آنان قرار گرفت. دست دریوزگی  هر کسی گشودیم... 

مهندس غلامعلی دیزجانی که آن موقع رئیس سازمان عمران و بهسازی شهر شیراز بود، نظارت و مهندس حسین حیدری مدیریت ساخت و ساز افتخاری آن را عهده دار شدند که بعد ها آقای مهندس حسین روانان هم دست یاری داد. باتمام تلاشی که شده و ریزه کمکهایی که از برنامه و بودجه، اوقاف، ارشاد و حمایت آقای حاج سید نورالدین دبیری، نبیره مأذون، و برخی افراد خیر شده توانسته ایم کل محوطه(۱۰۰۰متر مربع) را تا عمق یک متر خاک برداری کرده، شالوده مجموعه فرهنگی آرامگاه را بنا نهیم. بخشی از محوطه را با مخلوط بالا آورده زیربنای خود آرامگاه را با بتون بسازیم و سنگ قبر مرمر اهدایی آقای دبیری را بر روی آن نصب کنیم.

  اما برای ساختمان بنای یادبود آرامگاه، مجموعه فرهنگی(شامل سالن اجتماعات، موزه، کتابخانه و...)، و محوطه سازی که زحمت طراحی افتخاری آن را مهندس مهرداد طیبی پور کشیده اند هنوز دستمان باز و چشممان در راه است... 

  دست ازکرم به عذرتنک مایگی مشوی/ /برگی درآب کشتی صد مور میشود                                                                                                                  (صائب)  

    ((شماره حساب آرامگاه مأذون: ۹۳۲۱۰ بانک ملی شعبه مرکزی شیراز))

 (ضمنا ازعزیزانی که قبوض اعانه گرفته اند استدعا داریم اگر نمی توانند کمکی کنند لا اقل قبض ها را به هیات امنا برگردانند)   

از تمام اهل فضل و کمال و ادب مخصوصا دانشجویان عزت طلب قشقایی نیز استدعا دارم این مطلب را در سایت یا وبلاگ خود قرار دهند، شاید قلم خیرشان سبب قدم خیری گردد... انشاا...

منبع:http://nademsozu.blogfa.com/


برچسب‌ها: آرامگاه مأذون قشقایی, قشقایی, میرزا مأذون قشقایی

ارسال توسط قشــــقایی

مجموعه کامل آثار استاد محمد بهمن بیگی (با صحافی گالینگور و کیفیت چاپ بسیار عالی)

جهت خریداری این مجموعه ارزشمند نام و شماره تماس خود را تا تاریخ 31 فروردین 1391 از طریق ایمیل با پیامک ارسال نمایید.کلیه وجوه حاصل جهت بازسازی مقبره ایشان در شیراز صرف خواهد شد.

همراه:09397387527 و ایمیل: yesmaelpor@ut.ac.ir


برچسب‌ها: محمد بهمن بیگی, مجموعه کامل آثار محمد بهمن بیگی

ارسال توسط قشــــقایی
                             

            یاز اولاندا یازیلاندا گؤی داغلار                           منیم ائلیم قاشقاییدان یاد ائدینگ

            گول جوشاندا گولوشنده بولاغلار                      منیم ائلیم قاشقاییدان یاد ائدینگ

                                   (محمد نادری دره شوری(نادم))

 سال نو برای من بعنوان یک فرزند ترک زبان قشقایی احساس دوگانه ای برمی انگیزد.همانند  همه مردمی که در این کشور و محدوده جغرافیایی زندگی می کنند آغاز بهار و شروع زیبایی طبیعت را به هم تبریک می گوییم و هفت سین می چینیم و به دید و بازدید می رویم و عیدی می دهیم و می گیریم و ...که همه  و همه اینها کارهای بسیار نیک هستنند و همه افراد برای یک زندگی سالم بدانها نیاز دارد و  این اصلا بد نیست،بحث از جایی شروع می شودکه ما قشقاییها میخواهیم این مناسبت را به هم تبریک بگوییم.شما این مناسبت را چگونه به هم تبریک میگویید؟اگر کمی به پیامها و یا مکالمات این روزها توجه داشته باشید  متوجه میشوید که منظور چیست... "عیدینگیز مبارک"یا "سال نوئی تبریک دئیرم"...در لابلای همین تبریک گفتن ها  گاها الفاظی به کار برده می شوند که دود از کله آدم بلند می شود... !

" سال نوئینگیز مبارک" ! و یا " سال نوئی سیزه تبریک دئیرم" !!نمیدانم  شما هم این جملات را بکار می برید یا  نه !...اما آیا تابحال از خود پرسیده ایم که موقع گفتن این جملات به چه زبانی تکلم می کنیم؟ترکی قشقایی؟!-این یکی که مطمئنا نیست.فارسی؟-به این یکی هم شباهت چندانی ندارد.عربی؟....! با وجود استفاده بسیار زیاد از کلمات و عبارات دخیل همانند :سال ،نو،عید،تبریک و ... ما از یک دستور زبان دیگر استفاده میکنیم که این عبارات فارسی و یا عربی را در قالب آن بکار می بریم . می بینیم که در جملات حاصله از این نوع تکلم نه قواعد و دستور زبان جملات با کلمات به کار رفته در آن سنخیت دارد و نه از نظر زیباییِ ساختارِ جمله چنگی به دل می زند!پس علت کاربردشان چه چیزی می تواند باشد؟
.کارشناسان و متخصصان زبان معتقدند ما در بسیاری از مکالمات خویش تنها از دستور زبان تورکی استفاده میکنیم چون اساسا  اجداد ما از زمانهای بسیار دور که در مه تاریخ گم شده است تورک زبان بوده اند و مااین دستورزبان و قواعد را از آنها به ارث برده ایم ،این ارثیه شامل زبان و فرهنگ و ادبیات و تاریخ و افسانه و اساطیر زیادی بوده است،اینکه چرا از آن ثروت سرشار و گرانبها، هم اکنون تنها همین قواعد و دستورزبان  نصیب ما شده است سؤالی واجب است که می توانیم از خود بپرسیم چرا در مکالمات روزمره خویش با داشتن گنجینه لغات  قوی در زبان خود از کلمات دخیل گوناگون استفاده می کنیم؟ بدون در نظر گرفتن برخی جزئیات ،هنوز به جایی نرسیده ایم که فردی بیاید و به ما بگوید که حق استفاده از فلان کلمه را ندارید و یا به جای فلان کلمه بایستی از بهمان کلمه استفاده نمایید یا....وقتی خود ما بخواهیم در گفتگوهای خویش به زبان اصیلمان صحبت نماییم کسی نمی تواند جلو ما را بگیرد.درست است که برای زنده نگه داشتن هر زبانی تنها مکالمات روزمره کافی نیستند ولی ضعیف شدن این بخش زنگ خطری برای هر زبانی به حساب می آید..اینکه چگونه به اینجا رسیده ایم بحثی جداگانه میطلبد که از عهده و سواد اندک من خارج است و اکنون فقط به این می پردازیم که در حالی کلمات و عبارات روزمره ما به سرعت جایگزین می شوند که همه ما  در آن سهیم هستیم.
برگردیم به بحث تبریک سال نو،اجداد ما در همان ارثیه ای که سخنش رفت برای ما وسایل و اسباب زیبا و گرانبهایی باقی گذاشته اند:

-ییل:سال
-یئنگی:نو
-قوتلو:مبارک
-بایرام:عید
بهتر است قشقاییهای تورک زبان-نه آنها که به جبر زمانه فارس یا کرد یا لر یا ... شده
اند!-سال جدیدمان را اینگونه تازه تر کنیم:.
-یئنگی(یئنی) ییلینگیز قوتلو اولسون
-بایرامیگیز قوتلو اولسون
یا کمی با اغماض:
-یئنگی ییلینگیز مبارک
-بایرامینگیز مبارک
بیایید امسال تغییر دعای"حَوِّل حالِنا ..."را از همان ابتدای سال شروع کنیم و برگردیم به میراث اجداد توانگر و بخشنده مان که برای یک عمر مارا با ثروت زبان وادبیات توانگر کرده اند.
 هوای همدیگر را داشته باشیم و سالی سر شار از خوشی وسلامتی و شادابی و هر چه آرزوی خوب در دنیا هست را برای یکدیگر آرزو کنیم.در انتها هم همه شما را به خالق و پروردگار یکتای آفرینش؛"تاری"می سپارم.

edited from : Archive of qashqaee by;KH-T



برچسب‌ها: یئنی ییل, سال نو, عید نوروز, سال 1391, قشقایی

ارسال توسط قشــــقایی
 
تاريخ : سه شنبه 9 اسفند1390

سیف الله کرمی متولد سال 1360 هستند.از سن 13 سالگی شیفته ی صدای سه تار قشقایی استاد هادی نکیسا می شود و از همان زمان به آموختن این ساز اهتمام می ورزد.در ابتدا با بهره گبری از نواخته های بی بدیل اساتید بزرگوار هادی نکیسا و حبیب خان گرگین پور اقدام به یادگیری می نمایند.سپس همزمان با  آموزشهای مقدماتی  و سپس تخصصی و استفاده از حضور اساتیدی همچون محمودخان اسکندری و طهمورث خان کشکولی و برزو طیبی پور راههای پیشرفت در زمینه موسیقی پرافتخار ایل قشقایی را برای خویش هموارتر می نماید. هم اکنون نیز جهت استفاده از حضور اساتید بزرگ موسیقی ایرانی به تهران نقل مکان نموده و نزد استاد ارشد طهماسبی به یادگیری موسیقی و افزایش تخصص در این زمینه مشغول هستند.

 سابقه فعالیت در عرصه موسیقی قشقایی:

از فعالیت های  ایشان در زمینه ی موسیقی قشقایی می توان به اجرای کنسرت به مناسبت هفته میراث فرهنگی در شیراز،تکنوازی سه تار قشقایی در کاست "ایلگر" با تنظیم مسعود نامداری،شرکت در جشنواره های موسیقی در شیراز،اجرای کنسرت موسیقی قشقایی در فرهنگسرای تهران به مناسبت همایش عشایر کشور به سرپرستی برزو طیبی پور و هم چنین چندین اجرای مشابه به مناسبت های مختلف اشاره نمود.

سابقه تدریس موسیقی:

در سالهای 1380 تا 86 در اداره ارشاد گچساران مشغول به تدریس سه تار و تار قشقایی بوده اند.سپس در آموزشگاههای معتبر موسیقی شیراز به تدریس سه تار قشقایی و هم چنین تار می پردازند.و هم اکنون نیز در آموزشگاه موسیقی برزو طیبی پور واقع در کرج مشغول به تدریس موسیقی قشقایی  می باشند.

 آقای سیف الله کرمی به دعوت ما هفته پیش میهمان جمع صمیمی دانشجویان  قشقایی بودند.از ایشان درخواست تدریس موسیقی به دانشجویان علاقمند در این زمینه نمودیم  و خوشبختانه ایشان ضمن تحسین این موضوع ؛در این زمینه اعلام آمادگی نمودند.

دوستان عزیزی که علاقمند به یادگیری سه تار و تار قشقایی هستند می توانند جهت اطلاع از جزئیات و استفاده از آموخته های ایشان با ما هماهنگ نمایند و یا با شماره زیر تماس بگیرند.

                                                    09178000552

دو قطعه به صورت تیزری از آلبوم آیلگر جهت شنیدن نوازندگی سه تار آقای کرمی در لینک های زیر برای دانلود گذاشته شده است.

                                               دانلود قطعه 1

                                              دانلود قطعه 2

 

 


برچسب‌ها: سه تار قشقایی, قشقایی, موسیقی قشقایی, ایل قشقایی

ارسال توسط قشــــقایی
 
تاريخ : شنبه 6 اسفند1390
                                                           تاری یادینان
جلسه هم اندیشی-تفریحی دانشجویان قشقایی تهران روز جمعه 5 اسفند با استقبال کم نظیر دانشجویان و هم چنین با شرکت اعضای جدید برگزار شد.ازمبحث تفریحی که با دیدار تک تک چهره های دانشجویان قشقایی و آشنایی با هم و آن هم در مکانی به دور از ایل و تبار،انرژی فوق العاده ای به همه ما دست می دهد بگذریم، در این جلسه هم همانند همه جلسات بنا به تکلیف بحثهایی در رابطه با ایل قشقایی صورت گرفت.موضوع بحث همانطور که مشخص شده بود نحوه عمل به ایده ها و تفکراتی بود که در ذهن همه ی ما و برای خدمت به ایلمان وجود داشت.در واقع چگونگی قدم برداشتنِ ما دانشجویان جهت خدمت به مردممان می باشد.در این مورد نظراتی از طرف دوستان عزیز مطرح شد که قابل تامل می باشد.
یکی از مواردی که به آن اشاره شد این بود که ما باید از خودمان شروع کنیم.یعنی تا الان کارهایی که در این جهت انجام می دادیم و می بینیم که نتیجه خاصی عاید نشده از الان به بعد ادامه ندهیم.و دنبال راههای جدیدتر بگردیم که البته مثالی در این مورد ارائه نشد.

ایده ی خوب دیگری که در این جلسه مطرح شد و بیشتر مورد بحث قرار گرفت راه اندازی یک گروه تحقیقاتی و پژوهشی برای ایل قشقایی توسط دانشجویان قشقایی بود که چون موضوع هم این بود که کاری انجام دهیم که در حال حاضر از دستمان بربیاید این موضوع دارای اهمیت است.

به عنوان مثال یک گروه یک یا چند نفری متناسب با رشته تحصیلی خویش (مثلا اقتصاد)می تواند با موضوع اقتصاد ایل قشقایی دست به قلم شود و در این باره تحقیق و پژوهش انجام دهد.که الان در چه وضعی هستیم،نقاط قوت و ضعف را با دید تخصصی خویش ارزیابی نماید و به بیان نظرات سازنده و ارائه راه حل برای برون رفت از وضع موجود بپردازد.و یا به عنوان مثال دانشجویی که در زمینه جامعه شناسی تخصص دارد،به آسیب شناسی اجتماعی و هم چنین بیان نقاط قوت فرهنگی ایل قشقایی بپردازد.و یا دانشجویی که در زمینه توریستی تخصص هایی دارد به ارزیابی نقاط قوت گردشگری و توریستی ایل قشقایی توجه می کند و وضع موجود را هم ارزیابی می نماید و راه حل های خود را جهت استفاده بیشتر از جذابیت های گردشگری ارائه می دهد.

نقطه قوت این نظریه در آن است که هیچ هزینه اقتصادی در بر نمی گیرد و در حال حاضر کاملا عملی است . لذا از دوستان علاقمندی که در جلسه حضور نداشته اند و مشتاق عمل در این مورد می باشند دعوت به همکاری می شود.به علاوه به گفته تنی چند از دوستان مورد عینی این نوع طرح قبلا در یکی از استانها(البته با موضوع خاص خودشان) توسط گروه دانشجویی انجام شده و به  نتیجه ی دلخواه رسیده اند.البته نیاز به وقت چندانی هم ندارد.
این ایده به خاطر سهل الوصول بودن در جلسات آینده مورد توجه بیشتری قرار می گیرد و به قوت پیگیری خواهد شد.
تنی چند از دوستان هم به این اعتقاد داشتند که اصلا وارد بحث های دیگری همچون موارد بالا نشویم و صرفا هدف از برگزاری این جلسات تفریحی باشد و لاغیر.که از طرف بسیاری از اعضا مورد انتقاد هم قرار گرفت.


در این جلسه آقای سیف الله کرمی هنرمند جوان ایلمان مهمان دانشجویان قشقایی بودند که در این رابطه در آینده نزدیک مطلبی خواهیم نگاشت.



ارسال توسط قشــــقایی
 
تاريخ : یکشنبه 30 بهمن1390
                                                        تاری آدینان

                         

جلسه هم اندیشی  دانشجویان قشقایی تهران(و البرز) به قرار زیر برگزار می شود.

در جلسات هم اندیشی ماقبل،هر کدام از دوستان در اندیشه های خود به نوعی در تلاش برای خدمت به بهترین نحو به ایل قشقایی بودند.پتانسیل در وجود همه دیده می شود و به اصطلاح همه درد را احساس می کنند.اما چگونه بایستی این ایده ها  تبدیل به عمل شود؟مسلما برای قدم گذاشتن در راه و عملی کردن اندیشه ها بایستی بهترین شیوه و البته متناسب با شرایط اجتماعی،اقتصادی،فرهنگی،سیاسی و ...انتخاب شود.می خواهیم بدانیم که ما دانشجویان قشقایی در حال حاضر و با این شرایط چه کار می توانیم انجام دهیم؟بدین طریق از همه دوستان عزیز دعوت می شود جهت هم اندیشی در همین مورد(نحوه عملی کردن اندیشه ها و ایده ها جهت قدم برداشتن در جهت خدمت به ایل قشقایی) دور هم گرد آییم تا ضمن تجدید دیدار از نقطه نظرات ارزنده یکدیگر بهره مند شویم.
مکان:پارک ساعی
زمان:  روز جمعه تاریخ۵/12/90 ساعت 9:30 صبح

*ناهار بصورت مشترک تهیه خواهد شد.

***توجه***:
کانون ایرانشناسی و جهانگردی دانشگاه شهید بهشتی همایش و جشنواره فرهنگ و آداب و رسوم عشایری و روستایی (اولین یادواره استاد محمد بهمن بیگی در دانشگاهها) در اردیبهشت ماه برگزار می کند.دیروز با دبیر جشنواره از نزدیک گفتگو کردیم و خوشبختانه فرصت های بسیار مناسبی برای فعالیت ما قشقاییها در این جشنواره وجود دارد.از دوستان علاقمند درخواست می شود برای اطلاع از جزئیات برنامه و فرصت های همکاری در جلسه روز جمعه حضور داشته باشند.قابل توجه اینکه این جشنواره دو سال پیش هم برگزار شده که استقبال فراوانی شده و دانشجویان قشقایی تهران هم در آن حضور داشته اند.



ارسال توسط قشــــقایی

پیج رنک

آرایش

طراحی سایت